تبليغاتX
ضعیف ترین موج

ضعیف ترین موج

هیچ جای خالی نیست

 

ما تَحت شما هزار تُنه

شبیه یه پُتک

رو میخای جا خورده

به من چه که

دمخوری با شپش

تَن نشور فاضلابی

یا یه شاعر بوق

که افسون حماقت خودکار رُ

وزن می کنه

من هنوزم حرومم بر عاشقا

خیمه ای لَََک بارون دیده

باریکه جایی فرسوده،

همسایه ی درختی دیوانه ام

که هرروز طعنه می زنه

به نیمکت بودنم

yz195e73zl5z09mbbbpg.jpg

بی پروا 

 

 زِ روزی که من خواهد شد

----------

    

       wuijdphk7skivwq4mark.jpg                             

نگین رژلب زده میره سمت حسین

نگین:حسین منو نگاه کن

حسین در حال بازی  جی تی آ (حالا )- با کامپیوتر بازی می کنه

حسین:حواسم را پرت نکن

نگین : منو نگاه کن

حسین :حواسم پرت نکن برو

نگین :حالا منو نگاه کن

حسین :گفتم حواسم را پرت نکن

نگین با دلخوری روشو برمی گردونه میگه

نگین :من به این خوشگلی دیگه دوسم نداری

----------------

هفته اول عید تو یه عروسی (حنابندان) دخترخالم ایران با دمپایی چوبی عروسی با تاکید کوبید تو سرم

دو جای سرم ورم کرد این اواخر فهمیدم تعبیرش چی بوده -سالی که نکوست از بهارش پیداست

-------------

حسین:بوی سوختنی میاد

نگین :فرشته کیک می خوری

فاطمه: نصف کیک ها سوخته

     تولدت مبارک

برادر خوب و ارزشمندم سلام من هنوزم می ترسم کم نه 

-------------

نرگس :فرشته سلام

فرشته :سلام خوبی

نرگس :فرشته خودتی

فرشته :آره خودمم

نرگس:چرا سنت را اینجوری نوشتی

فرشته :چطور

نرگس:مگه تو هم سن من نیستی

فرشته: آره

نرگس:۵ سال کم نوشتی

فرشته :به میلادیه

فرشته:من و زیبا دو نفری حساب کردیم

نرگس:ها ها ها  ها  ها

فرشته:گیج شدیم

نرگس: باید این عدد را می نوشتی

فرشته :درستش کنم که کسی اینجا باهام حرف نمی زنه (شوخی)

نرگس :ها ها ها ها

فرشته :باشه درستش میکنم

فرشته:اونجا همه خوبن

.نرگس جان من تاریخ تولدم را درست کردم

حرف زدن آدمها هیچ سایت را دیگه نمیشه پیدا (دسترسی به ...)

-------

استاد سر جلسه امتحان رو به دانشجویان میکنه میگه امتحان آسون هست

شنیدم این هفته را همش زبان میخوندید

اشاره می کنه به یکی از دانشجویان آقاکه صندلی اول نشسته میگه این خونده

استاد: امتحان چه طوره

دانشجو حواسش به امتحانش هست نه استاد

استاد پاشو جلوی دانشجو تکان میده

استاد: آهای امتحان چطوره؟

دانشجو:ها، استاد با من اید ،امتحان آسون ، آب خوردن

استاد : دیدید میگه امتحان آب خورد نه

مدتی بعد یکی از دانشجویان آقا زیر چشمش کبوده پای چپش می لنگه برگه امتحانی اش را تحویل میده 

آقا: اسمتون را روی برگه تون ننوشتید 

استادها میان سر جلسه امتحان راهنمای میکنن

غیر مستقیم جواب سوالات را میگن امتحاناتشون هم آسون هست

خدا کنه همه امتحانا آسون باشه

-------

خدا، اینجا هوا خیلی داغه

نگین من اسم مامانت را تو وبم نوشتم

سری دوم دست نوشته های ضعیف

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/10ساعت21:59توسط فرشته | |